لسان الملك سپهر

1283

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

حكم او روان گشت ، سپاس خداى بگذاشت . آنگاه فرمان كرد كه زبير بن العوّام با جماعت مهاجر جانب فراز مكه را معبر كرده از كداء « 1 » درآيد و رايت همايون را در حجون « 2 » نصب كنند و گامى فراتر نشود . و خالد بن الوليد را بفرمود تا با ابطال اسلم و غفار و جهينه و مزينه و ديگر قبايل طريق نشيب مكه را معبر ساخته از ليط « 3 » درآيد و علم خويش را در منتهاى عمارات منصوب دارد ، و اين اول امارت خالد بود . و قيس بن سعد بن عباده را بفرمود : تا با مردم خويش ثنيّه مديد « 4 » را گذرگاه كرده از كداء درآيد . و عبيدة بن الجرّاح را حكم داد تا با جماعتى كه سلاح جنگ با ايشان نبود از بطن وادى روان شوند . و خويشتن با خاصان حضرت از راه اذاخر « 5 » آهنگ كرد ، و فرمان كرد كه لشكريان هيچ كس سكنه حرام را آسيب نكند الّا آنكه از در مناجزت و مبارزت بيرون شوند . اما از آن سوى عكرمة بن ابى جهل ؛ و صفوان بن اميّه ؛ و سهيل بن عمرو با جماعتى از بنى بكر و بنى الحارث عبد مناف و گروهى از هذيل و احابيش ساخته جنگ شده به دفع خالد بن الوليد بيرون شدند ، و در زمين خندمه « 6 » سر راه بر خالد ببستند و جنگ بپيوستند ؛ و همچنان جنگ كنان تا به حزوره « 7 » كه نزديك به مسجد الحرام برسيدند و بيست ( 20 ) تن از مشركين مقتول گشت ؛ و ايشان از بنى بكر بودند و اين كيفر به جاى آن بيست ( 20 ) تن كه از خزاعه كشته شد يافتند . و از مسلمانان حبيش ابن الاشعرى و كرز بن جابر شهيد شد . ناگاه رسول خدا شعشعه تيغ و برق سنان را از دور نگران شد فرمود : همانا جماعتى با خالد باب مقاتلت فراز كرده‌اند و او ناچار به دفع ايشان دست گشوده . بالجمله چون آتش حرب خمود يافت با خالد خطاب فرمود : كه من شما را از رزم نهى كردم چه پيش آمد كه آغاز مقالت نموديد ؟ خالد عرض كرد كه : پيش دستى ايشان را بود و ما از در مدافعت بوديم . رسول خدا فرمود : قضاء اللّه خير . و نيز روايت كرده‌اند : هنگامى كه خالد به كار قتال بود به حضرت رسول معروض

--> ( 1 ) . كداء : پشته‌اى است بالاى شهر مكه . ( 2 ) . حجون : كوهى است به مكه و هى مقبرة . ( 3 ) . ليط : موضعى است پائين مكه ( 4 ) . مديد : موضعى است نزديك مكه . ( 5 ) . اذاخر : موضعى است بالاى شهر مكه . ( 6 ) . خندمه : كوهى است به مكه . ( 7 ) . حزوره : جائى است به مكه نزديك باب الخياطين .